تو این طهرون شلوغ ما،
یه جوجولی بود و یه آرزو که توی اون قلب مهربونش تاپ تاپ می تپید...
البته بماند که یه دونه آرزوی دیگه هم اونور دلش قایم شده بود،
اونم اینکه همه کوکی های دنیارو تو شیکمش جا بده!
با این حال، چیزی که بیشتر از همه آرزوش رو داشت،
یه دوست بود، یه دوست خوب و مهربون مثل خودت.
دوستی که بتونه هممممه کوکی هاشو باهاشون شریک بشه.